زن دیروز،زن امروز...

در این روزها،ارزشها و هنجارها،تجارتی خنده دار و گریه آور شده اند که در دست جوانان و پدران دختران افتاده،که اکثر مواقع جوانان از این قضیه سود می برند و پدران دائما زیان می بینند.
اما دختران که همچون که همچون کالا از خانه ای به خانه ی دیگر منتقل می شوند،شادی هایشان زائل می گردند و مثل کالاهای عتیقه در گوشه هایی از خانه ها،آن جا که تاریکی و زوال تدریجی وجود دارد،جا می گیرند.
تمدن جدید تا حدودی باعث بالارفتن شعور زن گردیده اما با افزایش حرص و آز مردان،دردها و رنجهایش زیادتر شده است.
زن در گذشته کنیزی خوشبخت بود که امروز به بانویی بدبخت تبدیل شده است.دیروز زن همچون کوری بود که در روشنایی روز زندگی می کرد ولی امروز به بینایی تبدیل شده که در تاریکی شب زندگی می کند.
و تا دیروز زیبایی اش به نادانیش و فضیلتش به سادگی اش و ضعفش قدرت او بود.ولی امروز هنرمندی اش زشت جلوه می کند و به خاطر داناییش در دل نمی نشیند.
آیا روزی فرا می رسد که زیبایی با معرفت و هنرمندی با فضیلت و ضعف جسمانی با قوت نفس یک جا در زن جمع شوند؟
"جبران خلیل جبران"
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:21 به قلم مریم
|


