تبليغاتX
من شکوفايي گلهاي اميدم را در رويا مي بينم و ندايي که به من مي گويد: گرچه شب تاريک است...دل قوي دار سحر نزديک است ...!خیال آبی... - آن شب نیز به خاطره ها پیوست!

آن شب نیز به خاطره ها پیوست!

سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386

چه خوب که امشب نیز با صدای باران به خواب می روم.چه خوب که امشب نیز خوابهایم بارانی خواهند بود.

چه خوب که نوشته هایم باز خیس خیس اند.چه خوب که اینبار آسمان رویاهایم را آبی ساخته است و من می توانم با اسب رویاهایم تا آسمان آبی خیال پیش بتازم.

چه خوب که خدا هست.زندگی نفس می کشد و باران هم می بارد.چه خوب که امشب صدای ناله نمی شنوم.چه خوب که شبم آبی شده است!

...و همین برای خوشبخت بودن کافی است!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:25  به قلم مریم  |