تبليغاتX
من شکوفايي گلهاي اميدم را در رويا مي بينم و ندايي که به من مي گويد: گرچه شب تاريک است...دل قوي دار سحر نزديک است ...!خیال آبی... - آمدیم!

آمدیم!

دوشنبه پنجم شهریور 1386
سلام...خب دیگه اومدم!...چی بذارم؟...یه شعر خوبه؟...پس...

بازگشت

من و تنهایی!

وقتی

 از پله های تنهایی ام بالا می آمدم

حضور هراسان  یک روح/یک فرشته

تنهایی ام را بلعید؛

طعم تنهایی من

به تلخی یک آه

آنچنان که او را از گلو خفه کرد

و باز               

من ماندم و

تنهایی!

....

راستی یه فرصت خوب که نه عالی دارم...ماه رمضونو میگم.

 عید همگی مبااااارک!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:50  به قلم مریم  |