پست تکمیلی
- "خداوند به انسان آنچه را که نمی دانست، آموخت." (علق/۵)
منظور از انسان در اینجا جنس انسان است و فرد خاصی را شامل نمی شود...
2- "پروردگاری که (نوشتن با) قلم را یاد داد." (علق/۴)
بهتر است این چنین بنویسم تا واضح تر بشود
همان كسى كه به وسيله قلم تعليم نمود .
و به انسان آنچه را نمى دانست ياد داد .
در تفاسیر هم این دو را در کنار هم می دانند و مراد را همان جنس انسان می دانند ....
3- "و خداوند همه نام ها را به آدم آموخت." (بقره/۳۱ )
در این مورد هم به صرف این آیه نباید تفسیر شود این آیه همرا با آیات 30 الی 35 یک جا معنی میدهد و تفسیر می شود...
در ثانی منظور از آموختن این نوع از آموختن نبوده است
اگر به طور خلاصه بخواهم بگویم این چنین است که منظور از علم این است که علمی که خدا به آدم اموخت حقیقت علم به اسماء بود که فرا گرفتن آن برای آدم ممکن بود وبرای ملائکه غیر ممکن...
«تعليم در اينجا جنبه تكوينى داشته يعنى خدا اين آگاهى را در نهاد و سرشت آدم قرار داده بود و در مدت كوتاهى آن را بارور ساخت .
اطلاق كلمه تعليم در قرآن به تعليم تكوينى در جاى ديگر نيز آمده است ، در سوره رحمن آيه 4 مى خوانيم علمه البيان خداوند بيان را به انسان آموخت ، روشن است كه اين تعليم را خداوند در مكتب آفرينش به انسان داده و معنى آن همان استعداد و ويژگى فطرى است كه در نهاد انسانها قرار داده تا
بعد بتوانند سخن بگويند . »
4- "خداوند انسان را آفرید و به او بیان آموخت". (الرحمن/۴ )
در مورد اینموضوع هم مستقیم رجوع می کنم به تفسیر نمونه:
بنام خداوند بخشنده بخشايشگر
1 - خداوند رحمن .
2 - قرآن را تعليم فرمود .
3 - انسان را آفريد .
4 - و به او بيان را تعليم كرد .
5 - خورشيد و ماه بر طبق حساب منظمى مى گردند .
6 - و گياه و درخت براى او سجده مى كنند .
این آیات با هم دیگد معنی وتفسیر می شوند و در اینجا هم منظور از انسان جنس انسان است و نه به شخصه حضرت آدم (ع)
قرآن را به وسيله پيامبر بزرگش محمد (ص) به جن و انس تعليم فرمود .
بعد از ذكر نعمت بى مثال قرآن به مهمترين نعمت در سلسله بعد پرداخته ، مى فرمايد : انسان را آفريد ( خلق الانسان ) .
مسلما منظور از انسان در اينجا نوع انسان است نه حضرت آدم ، چرا كه در چند آيه بعد در باره او جداگانه سخن مى گويد ، و نه شخص پيامبر اسلام (ص هر چند حضرت برترين و والاترين مصداق آن است .
گستردگى نعمت بيان كه بعد از آن مى آيد نيز شاهد ديگرى بر عموميت معنى انسان است ، بنابر اين تفسيرهاى ديگر جز آنچه گفته شد صحيح به نظر نمى رسد .
5- "و آهن را فروفرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودمندی هایی برای مردم است." (حدید/۲۵)
ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستاديم ، و با آنها كتاب ( آسمانى ) و ميزان ( شناسائى حق و قوانين عادلانه ) نازل كرديم ، تا مردم قيام به عدالت كنند ، و آهن را نازل كرديم كه در آن قوت شديدى است ، و منافعى براى مردم ، تا خداوند بداند چه كسى او و رسولانش را يارى مى كنند بى آنكه او را ببينند ، خداوند قوى و شكست ناپذير است .
با توجه به کل آیه این چنین برداشت می شود...
پیامبران با اهداف مشخصی که چند نمونه از آن در این آیه آمده است به رسالت رسیده اند.
به اين ترتيب پيامبران با سه وسيله مجهز بودند : دلائل روشن ، كتب آسمانى ، و معيار سنجش حق از باطل و خوب از بد
و در ادامه:
از آنجا كه به هر حال در يك جامعه انسانى هر قدر سطح اخلاق و اعتقاد و تقوا بالا باشد باز افرادى پيدا مى شوند كه سر به طغيان و گردنكشى بر مى دارند و مانع اجراى قسط و عدل خواهند بود لذا در ادامه آيه مى فرمايد : ما آهن را نازل كرديم كه در آن قوت شديدى است ، و نيز منافعى براى مردم !
گرچه بعضى تصور كرده اند كه تعبير انزلنا نشان مى دهد كه آهن از كرات ديگر به زمين آمده است ولى حق اين است كه تعبير به انزال در اينگونه موارد اشاره به مواهبى است كه از مقام بالائى به مقامات پائينتر داده مى شود ، و از آنجا كه خزائن همه چيز نزد خدا است و او است كه آهن را براى منافع گوناگونش آفريده تعبير به انزال شده است لذا در حديثى از امير مؤمنان على (عليه السلام) آمده است كه در تفسير اين جمله فرمود : انزاله ذلك خلقه اياه : منظور از نازل كردن آهن خلقت آن است ) .
همانگونه كه در آيه 6 سوره زمر در مورد چهار پايان مى خوانيم : و انزل لكم من الانعام ثمانية ازواج : و براى شما از چهار پايان هشت زوج نازل كرد .
بعضى نيز انزلنا را از ماده نزل ( بر وزن شتر ) به معنى چيزى كه براى پذيرائى ميهمان آماده مى كنند تفسير كرده اند ولى ظاهر همان معنى اول است .
منظور از منافع هرگونه بهره اى است كه انسان از آهن مى برد ، و مى دانيم اهميت آهن در زندگى انسانها به اندازه اى زياد است كه با كشف آن دوران تازه اى در تاريخ بشر شروع شد كه به دوران آهن معروف است چرا كه با اين كشف چهره زندگى انسان در تمام زمينه ها دگرگون گشت ، و اين خود بيانگر ابعاد واژه منافع در آيه فوق است .
و در خاتمه
خداوند قوى و شكست ناپذير است ( ان الله قوى عزيز ) .
براى او ممكن است با يك اشاره همه جهان را زير و رو كند و تمامى دشمنان را نابود و اوليائش را پيروز گرداند ، ولى هدف اصلى كه تربيت و تكامل انسانهاست از اين طريق حاصل نمى گردد ، لذا آنها را دعوت به يارى آئين حق كرده است .
6- "آیا ندیدند که برای آنان از آن چه دستمان برسازد، چارپایانی آفریده ایم که ایشان دارای آن هستند و آنها را رام ایشان گردانده ایم، لذا هم مرکوبشان از آنهاست و هم از آن می خورند." (یس/۷۴-۷۲ )
دراین مورد درست بیان نمودهاید....
جمله ذللناها لهم اشاره به مساله مهم رام شدن چهار پايان براى انسان است ، اين حيوانات زورمند پر قدرت كه گاه به طور نادر ، به فرمان خدا ذللناها را فراموش كرده ، سر به عصيان و طغيان بر مى دارند چنان خطرناك مى شوند كه دهها نفر در مقابل آنان عاجز مى شوند ، ولى در حالت عادى گاهى يك قطار شتر را به ريسمانى بسته و به دست كودكى چند ساله مى سپارند و مى برد هر جا كه خاطر خواه اوست ! .
به راستى عجيب است ، انسانها نه قادرند مگسى را بيافرينند ، و نه حتى مى توانند مگسى را رام خويش كنند ، اما خداوند قادر منان ميليونها ميليون چهار پايان مختلف را آفريده و رام انسانها ساخته است كه دائما در خدمت آنانند .
7- "ای فرزندان آدم! به راستی که برای شما لباسی پدید آوردیم که هم عورت شما را می پوشاند و هم مایه تحمل است." (اعراف/۲۶ )
ترجمه کامل: اى فرزندان آدم ! لباسى براى شما فرو فرستاديم كه اندام شما را مى پوشاند و مايه زينت شماست و لباس پرهيزگارى بهتر است ، اينها ( همه ) از آيات خدا است شايد متذكر ( نعمتهاى او ) شوند .
""جبرئیل پنبه آورد به آدم نساجی و به حوا خیاطی را آموخت تا برای خویش لباس فراهم کنند.""
این مورد را نمی دانم از کجا نوشته اید...
سرگذشت آدم و درگيرى او با شيطان دورنمائى بود از زندگى همه انسانها در روى زمين ، به همين جهت ، خداوند از اين آيات به بعد يك سلسله دستورات و برنامه هاى سازنده ، براى همه فرزندان آدم ، بيان مى كند ، كه در حقيقت دنباله اى است از برنامه هاى آدم در بهشت .
نخست به همان مساله لباس و پوشانيدن بدن كه در سرگذشت آدم نقش مهمى داشت ، اشاره كرده مى فرمايد : اى فرزندان آدم ، ما لباسى بر شما فرو فرستاديم ، كه ( اندام شما را مى پوشاند و ) زشتيهاى بدنتان را پنهان مى سازد .
( يا بنى آدم قد انزلنا عليكم لباسا يوارى سوآتكم ) .
ولى فايده اين لباس كه براى شما فرستاده ايم ، تنها پوشانيدن تن و مستور ساختن زشتيها نيست بلكه لباس تجمل و زينت كه اندام شما را زيباتر از آنچه هست نشان مى دهد ، براى شما نيز فرستاده ايم ( و ريشا ) .
ريش در اصل واژه عربى ، به معنى پرهاى پرندگان است و از آنجا كه پرهاى پرندگان لباسى طبيعى در اندام آنها است ، به هر گونه لباس ، نيز گفته مى شود ، ولى چون پرهاى پرندگان غالبا به رنگهاى مختلف و زيبا است ، يك نوع مفهوم زينت در معنى كلمه ريش افتاده است ، علاوه بر اين به پارچه هائى كه روى زين اسب و يا جهاز شتر مى اندازند ريش گفته مى شود .
بعضى از مفسران و اهل لغت نيز آنرا به معنى وسيعترى اطلاق كرده اند
و آن هر گونه اثاث و وسائل مورد نياز انسان است ، اما مناسبتر در آيه فوق همان لباسهاى زينتى و جالب است .
به دنبال اين جمله كه درباره لباس ظاهرى سخن گفته است ، قرآن بحث را به لباس معنوى كشانده و آن چنان كه سيره قرآن در بسيارى از موارد است ، هر دو جنبه را بهم مى آميزد و مى گويد : لباس پرهيزكارى و تقوا از آن هم بهتر است ( و لباس التقوى ذلك خير ) .
در اينكه منظور از لباس تقوى چيست در ميان مفسران گفتگو بسيار شده است ، بعضى آنرا به معنى عمل صالح و بعضى حياء و بعضى لباس عبادت و بعضى به معنى لباس جنگ مانند زره و خود و حتى سپر گرفته اند ، زيرا تقوى از ماده وقاية به معنى نگاهدارى و حفظ است ، و به همين معنى در قرآن مجيد نيز آمده است چنانكه در سوره نحل آيه 81 مى خوانيم : ( و جعل لكم سرابيل تقيكم الحر و سرابيل تقيكم باسكم ... ) و براى شما پيراهن هائى قرار داد كه شما را از گرما حفظ مى كند و هم پيراهن هائى كه شما را در ميدان جنگ محفوظ مى دارد .
ولى همانطور كه بارها گفته ايم آيات قرآن غالبا معنى وسيعى دارد كه مصداقهاى مختلف را در بر مى گيرد ، در آيه مورد بحث نيز مى توان تمام اين معانى را از آيه استفاده كرد .
و از آنجا كه لباس تقوى در مقابل لباس جسمانى قرار گرفته ، به نظر مى رسد كه منظور از آن همان روح تقوى و پرهيزكارى است ، كه جان انسان را حفظ مى كند و معنى حياء و عمل صالح و امثال آن در آن جمع است .
در پايان آيه مى فرمايد : اين لباسهائى كه خدا براى شما قرار داده اعم از لباس مادى و معنوى ، لباس جسمانى و لباس تقوى ، همگى از آيات و نشانه هاى خدا است تا بندگان متذكر نعمت هاى پروردگار شوند .
( ذلك من آيات الله لعلهم يذكرون ) .
فرود آمدن لباس !
در آيات متعددى از قرآن مجيد ، به جمله انزلنا ( فرو فرستاديم ) برخورد مى كنيم كه ظاهرا ، با مفهوم فرستادن از طرف بالا به سمت پائين ، سازش ندارد ، مانند آيه مورد بحث ، زيرا خداوند در اين آيه مى فرمايد : لباسى براى شما فرو فرستاديم كه اندام شما را مى پوشاند در حالى كه مى دانيم لباس يا از پشم حيوانات گرفته مى شود و يا از مواد گياهى و مانند اينها كه همه از زمين است .
در سوره زمر آيه 6 نيز مى خوانيم و انزل لكم من الانعام ثمانية ازواج ( براى شما هشت زوج از چهار پايان فرو فرستاد ) و در سوره حديد آيه 25 مى خوانيم و انزلنا الحديد ... ( آهن را فرو فرستاديم ... ) .
بسيارى از مفسران ، اصرار دارند كه اين گونه آيات را به معنى نزول مكانى ، يعنى از طرف بالا به پائين ، تفسير كنند مثلا بگويند چون آب باران از بالا به زمين نازل مى شود و گياهان و حيوانات از آن سيراب مى گردند ، بنابراين مواد لباسها به يك معنى از آسمان به زمين فرستاده شده است ، در مورد آهن نيز سنگهاى عظيم آسمانى كه تركيبات آهن در آن وجود داشته به سوى زمين جذب شده است .
ولى با توجه به اينكه نزول گاهى به معنى نزول مقامى آمده است ، و در استعمالات روزانه نيز زياد به كار مى رود و مثلا مى گويند از طرف مقام بالا چنين دستورى صادر شده و يا مى گوئيم رفعت شكواى الى القاضى ( شكايتم را به سوى قاضى بالا بردم ) هيچ لزومى ندارد كه ما اصرار بر تفسير اين آيات به نزول مكانى داشته باشيم .
و از آنجا كه نعمتهاى پروردگار از طرف مقام والاى ربوبيت به بندگان ارزانى شده تعبير به نزول در آن ، كاملا مفهوم و قابل درك است .
نظير اين موضوع ، در الفاظ اشاره به قريب و بعيد نيز ديده مى شود كه گاهى يك موضوع مهم كه از نظر مكانى در دسترس ما است ولى از نظر مقامى بسيار بلندپايه است ، با اسم اشاره بعيد از آن تعبير مى كنيم ، مثلا در فارسى مى گوئيم به آن جناب چنين معروض مى دارم ( با اينكه طرف نزديك ما نشسته است ) و در قرآن مجيد مى خوانيم ذلك الكتاب لا ريب فيه : آن كتاب پر عظمت بلند پايه ( يعنى قرآن ) جاى شك و ترديدى ندارد .
در آيه بعد خداوند به همه افراد بشر و فرزندان آدم ، هشدار مى دهد كه مراقب فريبكارى شيطان باشند زيرا شيطان سابقه دشمنى خود را با پدر آنها نشان داده ، همانطور كه لباس بهشتى را بر اثر وسوسه ها از اندام او بيرون كرد ، ممكن است لباس تقوا را از اندام ايشان بيرون نمايد ، لذا مى گويد : اى فرزندان آدم ! شيطان شما را نفريبد ، آنچنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون ساخت و لباس آنان را از اندامشان بيرون كرد ، تا عورت آنها را به آنها نشان دهد ( يا بنى آدم لا يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنة ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوآتهما ) .
در حقيقت چيزى كه اين آيه را با آيه قبل پيوند مى دهد اين است كه در آنجا سخن از لباس ظاهرى و معنوى انسان ( لباس تقوا و پرهيزكارى ) در ميان آمده بود در اين آيه هشدار مى دهد كه مراقب باشيد ، اين لباس تقوا را شيطان از تن شما بيرون نكند .
منابع:تفسیر نمونه و تفسیر المیزان
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:20 به قلم مریم
|

