قصه دو ماهی
ما دو تا ماهی بودیم / توی دریای کبود
خالی از اشک های شور / از غم بود و نبود
پولک هامون رنگ وارنگ / روزامون خوب و قشنگ
آسمونمون یکی / خونه مون یه قلوه سنگ
خنده مون موجا رو تا ابرا می برد
وقتی دلگیر بودم، اون غصه می خورد
تورهای ماهیگیرا وا نمی شد
عاشقی تو دریا تنها نمی شد
خوابمون مثل صدف / پر مروارید نور
پر شد این قصه ما / توی دریاهای دور
همیشه تک می زدیم / به حباب های درشت
تا که مرغ ماهی خوار / اومد و جفت مو کشت
دلش آتیش بگیره / دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه / سایه ش افتاده رو آب
بعد ما نوبت جفتای دیگه س
روز مرگ زشت دل های دیگه س
ای خدا کاری نکن یادش بره
که یه ماهی این پایین منتظره
نمی خوام تنها باشم / ماهی دریا باشم
دوست دارم که بعد از این / توی قصه ها باشم
شهیار قنبری
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:49 به قلم مریم
|


