تبليغاتX
من شکوفايي گلهاي اميدم را در رويا مي بينم و ندايي که به من مي گويد: گرچه شب تاريک است...دل قوي دار سحر نزديک است ...!خیال آبی... - هشتاد و هفت!

هشتاد و هفت!

سه شنبه سیزدهم فروردین 1387

این دفه دیگه حسابی دیر شد.امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه. تولدمم گذشت و اینجا نبودم که بیام اپ کنم حالا زیاد فرقی هم نمی کنه. از سعیده و ندا و محمدمهدی ممنونم که تولدم یادشون بود و تبریک گفتن!

دلم برای شلمچه، هویزه، چزابه، دهلاویه، اروندکنار، فکه، طلاییه و ... تنگ شده. از الان غصه اینو دارم که اگه سال دیگه نتونم برم چیکار کنم!

این چند خط رو اونجا نوشتم:

اینجا، طلائیه. با گنبدی طلایی و زمینی آسمانی! اینجا کسی برای گریه هایت دلیل نمی خواهد. خود را به سکوت سنگری اسمانی می سپاری و عاجزانه اشک می ریزی و فریاد می زنی:"دوست من، سه راه شهادت ...افسانه نیست!"

 

فردا هم که سیزده بدره...ما که تازه اومدیم تو کجا بریم در؟!... به شما خوش بگذره!

---------------

نمی خوام مثل اونی باشم که نمک رو میخوره و نمکدون می شکنه...همیشه هم بلاگفا رو به عنوان بهترین سرویس دهنده معرفی کردم اما بی خیال مسدود نکردن وبلاگهایی که به اعتقاداتم توهین می کنن، شدن یه چیز دیگست! این لوگو رو هم با دست کاری تونستم بذارم چون امکان درجش تو بلاگفا نبود. امیدوارم که مدیریت بلاگفا از حذف نکردن این جور وبلاگا منظوری نداشتن...  

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:41  به قلم مریم  |